أبو المكارم محمود بن أبي المكارم حسنى واعظ
459
دقائق التأويل و حقائق التنزيل ( فارسى )
« آن مردگان . . . بريزيدند و خاك شدند . » ( ترجمهء تفسير طبرى ) . ( نقل بتلخيص و اختصار از : لغتنامهء دهخدا ) « كجا اند آنها كه به دنيا مىنازيدند ، اينك در گور مىريزند . » ( قصص قرآن مجيد ، ص 279 ) . ( 619 ) 26 / 4 « پيوند » . « پيوند » : مفصل ، بند و مفصل در اندامهاى انسان و حيوان . « يكى نيزه زد بر كمر بند أوى * ز گبر اندر آمد به پيوند أوى » ( فردوسى ) ( با بهرهجويى از : لغتنامهء دهخدا ) ( 620 ) 26 / 7 « ميرانيذه بوذ » . « ميرانيدن » : ميراندن ، به مرگ دچار كردن ، مرگ دادن . برابرست با « الإماتة » در زبان تازى . نگر : فرهنگنامهء قرآنى ، ج 1 ، ص 245 . سوزنى سمرقندى گفته است : بحقّ « اشهد ان لا إله الا الله » * چنان بميران كاين قول بر زبان رانم ( شاهد از : لغتنامهء دهخدا ) . ( 621 ) 26 / 7 « چرا » . اين جايگاه در دستنوشت آسيب ديده است ؛ به قرائتم اطمينان كامل ندارم . ( 622 ) 26 / 8 « كى : » . در دستنوشت بس ناروشن مىباشد ؛ به قرائتم اطمينان ندارم . ( 623 ) 26 / 9 « كيفيّة زنده گردانيذن » . در دستنوشت : كيفيّته زنده گردانيدن . ( 624 ) 26 / 11 « خر را » . در دستنوشت بس ناروشن است ؛ در درستى قرائتم گمانمندم . ( 625 ) 26 / 12 « مىنهذ » . پيش از اين هم « نهادن » به همين معنا بيامده است . براى تفصيل ، بنگريد يادداشت ما را در آن جايگاه . به اختصار گفته مىشود كه « نهادن » در اينجا يعنى « بشمار آوردن » . ( 626 ) 26 / 12 « . . . سپيذ » . نقطهچين را از سر احتياط نهاديم . روشن نمىدانيم كه آيا در اين جايگاه ، در دستنوشت ، لفظي كتابت شده يا نه ؟ ( 627 ) 26 / 12 « ديك » . اين جايگاه از دستنوشت آسيب ديده و در عكس حاضر نزد ما نيز سخت ناروشن و ناخواناست . آنچه به چشم اين بنده مىآيد به همين ريخت محتمل ( يعنى : ديك ) مانندهترست تا ديگر ريختهايى كه گمان برده مىشود .